در چنین روزی در سال1343هجری شمسی، حسن علی منصور نخست وزیردولت محمد رضا پهلوی به دست محمد بخارایی از اعضای فداییان اسلام اعدام انقلابی شد. حسنعلی منصور در اردیبهشت سال 1302 ه ش در تهران به دنیا آمد. پدر او رجبعلی منصور (منصور الملک) از اعضاء نخستین لژفراماسونری در ایران بود. وی درآخرین ماه های سلطنت رضاخان به صادارت رسید و دردوران محمد رضا پهلوی هم در راس دولت قرار گرفت. حسنعلی منصور به تاسی از پدر وارد دانشکده حقوق و علو م سیاسی دانشگاه تهران شد و در رشته حقوق تحصیل کرد. او به زبانهای فرانسه، انگلیسی و آلمانی آشنایی داشت. وی بعدها مدتی دبیر کل شواری عالی اقتصاد شد و مدتی نیز وزیر کار بود. وی پس از آن به پست معاونت نخست وزیر و سپس رییس دفتر مخصوص وزیر امور خارجه رسید. گفته اند منصور یکی از اعضای فعال لژفراماسونری در ایران بوده است. حسنعلی منصور در دوران انقلاب سفید شاه دومین نخست وزیرعصر انقلاب سفید شد. در همین دوره بود که طرح لایحه کاپیتولاسیون (حق قضاوت کنسولی) به اتباع آمریکایی مطرح شد. حسنعلی منصور با جدیت تمام ننگین ترین لایحه تاریخ ایران را به مجلس برد تا آن را به تصویب برساند. وی علیرغم مخالفت های مردمی و همچنین بیانات حضرت امام خمینی ره در این زمینه تلاش های بسیاری کرد و سرانجام آن را به تصویب رساند. تصویب کاپیتولاسیون خشم مردم را برانگیخت. امام خمینی ره هم در حضور هزاران نفر از مردم قم وتهران که از ساعاتى پیش در منزل و کوچههاى اطراف منزل امام اجتماع کرده بودند بیانات تاریخى خود را علیه کاپیتولاسیون ایراد کرد.
امام ره سخنان خود را پس از نام خدا با آیه انا لله و انا الیه راجعون آغاز کردند و فرمودند: من تاثرات قلبی خودم را نمی توانم اظهار کنم، قلب من در فشار است. از روزی که مسایل اخیر را شنیدم، خوابم کم شده، ناراحت هستم ... ایران دیگر عید ندارد، عید ایران را عزا کردند...عزا کردند و چراغانى کردند، عزا کردند و دسته جمعى رقصیدند، ما را فروختند، استقلال ما را فروختند، باز هم چراغانى کردند، پایکوبى کردند...عزت ما پای کوب شد ، عظمت ایران از بین رفت ...آقایان! من اعلام خطر می کنم . ای ارتش ایران! من اعلام خطر می کنم . ای بازرگانان ایران! من اعلام خطر می کنم . ای علمای ایران ! من اعلام خطر می کنم . ای علمای ایران ! ای مراجع اسلام من اعلام خطر می کنم . ای فضلا ! ای طلاب ! ای حوزه های علمیه ! ای نجف ! ای قم ! ای تهران ! ای شیراز! من اعلام خطر می کنم والله گناهکار است کسی که داد نزند ، والله مرتکب کبیره است کسی که فریاد نزند . سخنان تکان دهنده، متاثر کننده و مقطع امام، هر بار با فریاد شیون و زارى مردم حاضر همراه مىشد. حسنعلی منصور سرانجام در سال 1343 ه ش تاوان کار خود را به دست گروه فداییان اسلام پس داد .